معانی کلمه : احتباس
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. (پزشکی ) = حبس البول
۲. [قدیمی] زندانی شدن، محبوس شدن.
۳. [قدیمی] قطع شدن، بریده شدن.
۴. [قدیمی] خودداری، امتناع.
۲. [قدیمی] زندانی شدن، محبوس شدن.
۳. [قدیمی] قطع شدن، بریده شدن.
۴. [قدیمی] خودداری، امتناع.
فرهنگ معین
(اِ تِ ) [ ع . ] (مص . ) در حبس کردن ، نگه داشتن چیزی .
فرهنگ فارسی
بازداشت شدن، بازداشته شدن، بازایستاده شدن، بندگردیدن، درزندان شدن
وا داشته شدن
وا داشته شدن
