Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اجیده

تلفظ بین المللی : /ˈaːdʒidˌeː/ تلفظ :‌ ['a:dZid,e:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • آجیده
  • آجیده دار
  • اجیده دار
  • استین اجیده
  • ایده الیسم
  • نا اجده
  • دولت یا کشور کامل و ایده الی
  • فلسفه ایدهالی
  • آجیدن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

( آجیده ) آجیده. [ دَ / دِ ] ( ن مف ، اِ ) آجده. آژده. نگنده. و گیوه آجیده آن است که کف آن رااز برون سوی با ریسمان محکم ، خانه خانه بافته باشند. || نوعی از بخیه کوتاهتر از کوک و شلال.
- آجیده سوهان ؛ درشتیها و ناهمواریهای روی سوهان.

فرهنگ عمید

( آجیده ) ۱. فروکرده شده.
۲. بخیه.
۳. ناهمواری های سطح چیزی مثل ناهمواری سوهان.

فرهنگ معین

( آجیده ) (دِ )۱ - (ص مف . ) خلانیده ، سوزن فرو برده . ۲ - ( اِ. ) بخیه ، ناهمواری های سطح چیزی .

فرهنگ فارسی

( آجیده ) ۱ - خلانیدن سوزن فرو برده. ۲ - ( اسم ) نوعی دوخت جامه و پای پوش که فاصل. فرو بردن سوزنها از بخیه قدری بیشتر باشد.
آژده

کلمات مرتبط

  • آجیده
  • آجیده دار
  • اجیده دار
  • استین اجیده
  • ایده الیسم
  • نا اجده
  • دولت یا کشور کامل و ایده الی
  • فلسفه ایدهالی
  • آجیدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات