Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اجمام

تلفظ بین المللی : /ˈaːdʒmˈɑm/ تلفظ :‌ ['a:dZm'Am]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • ذو الاجماع
  • ذو الاکمام
  • امام
  • امام ابوالقاسم کوه
  • امام الحرمین
  • امام باره
  • امام تقی گردنه
  • امام جعفر صادق
  • امام جمعه و جماعت
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

اجمام. [ اِ ] ( ع مص ) آسایش دادن ( ستور را ). ( منتهی الارب ). برآسایانیدن. ( تاج المصادر ) : ملک نوح و امیر سبکتکین و محمود از بهر اجمام مراکب و رکائب و اقتسام غنایم و رغائب دو سه روزی به هراة توقف کردند. ( ترجمه تاریخ یمینی ). || نزدیک آمدن. ( تاج المصادر ). نزدیک شدن کار: اجمام الامر. ( منتهی الارب ). || گذاشتن آب را تا گرد آید. ( منتهی الارب ). || اجمام المکوک ؛ پیمودن پیمانه سربرآورده بعد پُ...

فرهنگ فارسی

آسایش دادن

کلمات مرتبط

  • ذو الاجماع
  • ذو الاکمام
  • امام
  • امام ابوالقاسم کوه
  • امام الحرمین
  • امام باره
  • امام تقی گردنه
  • امام جعفر صادق
  • امام جمعه و جماعت
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات