کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : اجعال
تلفظ بین المللی :
/ˈaːdʒʔˈɑl/
تلفظ :
['a:dZ?'Al]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
ذات اوعال
عرفه الاجبال
مختلف الافعال
اجمالا درست کردن
اجمالا دیدن
اجمالا مرور کردن
اجمالی
بطور اجمالی بررسی کردن
شکل اجمالی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
اجعال .
[ اَ ] (ع اِ) ج ِ جُعَل .
اجعال . [ اِ ] (ع مص ) مزد دادن . جُعل دادن . (منتهی الارب ). رشوه و پایمزد دادن . || فرودآوردن دیگ را از دیگپایه بدستمال . (منتهی الارب ). دیگ به رگوی از دیگدان فروگرفتن . (تاج المصادر): اجعل القدر. || گشن خواه شدن ماده . (منتهی الارب ). نَر جُستن . بگشن آمدن . (تاج المصادر): اجعلت الکلبة؛ گشن خواه شد سگ ماده . || گوگال ن...
کلمات مرتبط
ذات اوعال
عرفه الاجبال
مختلف الافعال
اجمالا درست کردن
اجمالا دیدن
اجمالا مرور کردن
اجمالی
بطور اجمالی بررسی کردن
شکل اجمالی
نظرات