معانی کلمه : اجاق کور
لغت نامه دهخدا
اجاق کور. [ اُ ] ( ص مرکب ) که فرزند ندارد. بلاعقب. بی خَلف. عقیم. توسعاً، عاقر.
فرهنگ عمید
کسی که بچه دار نمی شود، بی فرزند.
فرهنگ معین
[ تر - فا. ] (ص مر. ) (عا. ) کسی که نمی تواند فرزند داشته باشد، نازا، عقیم .
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - آنکه فرزند ندارد . بلاعقب بی خلف . ۲ - ( توسعا ) نازا عقیم .
گویش بختیاری
اجاق کور، بدون فرزند، قطعالنسل.
