Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اجاق کور

تلفظ بین المللی : /ˈodʒɑq1 kˈuːr/ تلفظ :‌ ['odZAq1 k'u:R]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیگویش بختیاری
  • اجاق کور بهتر از بچه بی نور
  • کور اجاق
  • اجاق کسی کور بودن
  • اتاق کار
  • اجاق
  • اُجاق
  • اجاق زاده
  • اجاق سبدی
  • اجاق اباد
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیگویش بختیاری

لغت نامه دهخدا

اجاق کور. [ اُ ] ( ص مرکب ) که فرزند ندارد. بلاعقب. بی خَلف. عقیم. توسعاً، عاقر.

فرهنگ عمید

کسی که بچه دار نمی شود، بی فرزند.

فرهنگ معین

[ تر - فا. ] (ص مر. ) (عا. ) کسی که نمی تواند فرزند داشته باشد، نازا، عقیم .

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - آنکه فرزند ندارد . بلاعقب بی خلف . ۲ - ( توسعا ) نازا عقیم .

گویش بختیاری

اجاق کور، بدون فرزند، قطعالنسل.


کلمات مرتبط

  • اجاق کور بهتر از بچه بی نور
  • کور اجاق
  • اجاق کسی کور بودن
  • اتاق کار
  • اجاق
  • اُجاق
  • اجاق زاده
  • اجاق سبدی
  • اجاق اباد
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات