Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اجاق

تلفظ بین المللی : /ˈodʒɑq1/ تلفظ :‌ ['odZAq1]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش اصفهانیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب
  • اُجاق
  • اجاق زاده
  • اجاق کور
  • اجاق سبدی
  • اجاق کسی کور بودن
  • اجاق کور بهتر از بچه بی نور
  • اجاق اباد
  • اجاق القایی
  • اجاق الکتریکی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش اصفهانیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

اجاق.[ اُ ] ( ترکی ، اِ ) اجاغ. دیگدان. دیگ پایه. آتشدان. || دودمان. خاندان. آل. دوده : با اُجاق شاه مردان هرکه خصمی میکندخانه اش را روشنی از خانه روشن کردنست.واله هروی. || دهانه مبرز. نشیمن مستراح. || چهارپایه ای چوبین که ناوه گِل کشان را بر آن نهند برای پر کردن گل. || ( ص ) صاحب کرامات و کشف : فلان اجاق است.- اجاق الکلی ؛ آلتی طبخ را که با الکل سوزد.- اجاق فرنگی ؛ قسمی منقل آهنین با سوراخها در ا...

فرهنگ عمید

۱. وسیله ای برای پختن غذا که ظرف غذا را روی آن می گذارند.
۲. [مجاز] خاندان، دودمان.
۳. [قدیمی، مجاز] مرشد، پیر.
۴. [قدیمی، مجاز] صاحب کشف و کرامات.

فرهنگ معین

(اُ ) [ تر. ] ( اِ. ) ۱ - دیگدان ، آتشدان . ۲ - دودمان ، خاندان . ۳ - صاحب کرامات و کشف . ، ~گاز نوعی اجاق که سوخت آن گاز متان است . ، ~برقی نوعی اجاق که با نیروی برق گرما تولید می کند و مثل اجاق گاز برای پختن غذا و جز آن به کار می آید.

فرهنگ فارسی

پدیداری که از آن برای افروختن و نگهداری آتش برای تولید گرما و پخت‌وپز استفاده می‌شد

اجاغ: دیگدان، دیگپایه، جائی که دیگ بگذارندبرای پختن چیزی، خاندان ودودمان، مرشدوپیروصاحب کشف وکرامات( اسم ) ۱ - دیگدان دیگ پایه آتشدان . ۲ - دودمان خاندان آل دوده ( در کردی و نیز در فارسی ) خانواد. مشهور و بنام . ۳ - دهان. مبرز نشیمن مستراح . ۴ - چهارپای. چوبین که ناو. گل کشان را بر آن نهند برای پر کردن گل . ۵...

دانشنامه عمومی

اجاق یا بخاری (به زبان پارسی میانه: برزن /brezan/) ابزاری است که با سوزاندن سوخت، تولید گرما می کند. اجاق های مختلف با سوخت های متفاوت کار می کنند. اجاق گاز و اجاق برقی انواع دیگر این ابزار هستند که برای مصارف آشپزی کاربرد دارند.تکه های هیزم یا چوبسوخت های فسیلیمعمولاً در اجاق ها از سوخت هایی مانند:استفاده می کنند.wiki: بخش سردرود شهرستان رزن در استان همدان ایران است.این روستا در دهستان سردرود علی...

گویش اصفهانی

تکیه ای: kolak / oǰâq
طاری: boxâri
طامه ای: kelak
طرقی: kelak / öǰâq
کشه ای: kelak
نطنزی: kalak

مترادف و متضاد

آتشگاه، تنور، دم، منقل

آل، خاندان، دوده، دودمان

۱. آتشگاه، تنور، دم، منقل
۲. آل، خاندان، دوده، دودمان

hearth (اسم)منزل، اتشدان، اجاق، کف منقل، کوره کشتیstove (اسم)بخاری، کوره، اجاق، گرمخانه، فرخوراک پزیfireplace (اسم)بخاری، کانون، اجاق، اتشگاهoven (اسم)بخاری، کوره، فر، اجاق، تنورkiln (اسم)کوره، اجاق...

واژه نامه بختیاریکا

وُجاق

فرهنگستان زبان و ادب

{hearth} [باستان شناسی] پدیداری که از آن برای افروختن و نگهداری آتش برای تولید گرما و پخت وپز استفاده می شد

کلمات مرتبط

  • اُجاق
  • اجاق زاده
  • اجاق کور
  • اجاق سبدی
  • اجاق کسی کور بودن
  • اجاق کور بهتر از بچه بی نور
  • اجاق اباد
  • اجاق القایی
  • اجاق الکتریکی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات