Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اجاره داری

تلفظ بین المللی : /edʒˈɑreː dˈɑri/ تلفظ :‌ [edZ'ARe: d'ARi]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • اجاره داری مشترک و مشاعی
  • اجاره دار
  • تو اجازه دادی تنها راه بروم
  • اجاره
  • اجاره دهنده
  • اجاره دهی
  • اجاره رفتن
  • اجاره فرعی دادن
  • اجاره نشینی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

اجاره داری. [ اِ رَ/ رِ دا ] ( حامص مرکب ) استیجار.

فرهنگ فارسی

۱ - عمل اجاره دار ۲- کرایه دار ملک بودن مستائ جر بودن استیجار متصرف و ضابط ملک بودن . ۳ - زمین دار بودن .

مترادف و متضاد

tenure (اسم)علاقه، خواست، تصدی، اشغال، تصرف، نگهداری، اجاره داری، حق تصدیleasehold (اسم)مال الاجاره، اجاره داری، زمین اجاره ایtenancy (اسم)اجاره داری، مدت اجاره، مالکیت موقتtenantry (اسم)اجاره داری، کلیه مستاجرین یک ملک، اجاره نشینی...

کلمات مرتبط

  • اجاره داری مشترک و مشاعی
  • اجاره دار
  • تو اجازه دادی تنها راه بروم
  • اجاره
  • اجاره دهنده
  • اجاره دهی
  • اجاره رفتن
  • اجاره فرعی دادن
  • اجاره نشینی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات