معانی کلمه : اثاره
لغت نامه دهخدا
اثاره .[ اَ رَ ] (ع مص ) نقل کردن سخن و روایت کردن حدیث . اَثر. اُثرَه . || (اِ) بقیّت علم که روایت کرده شود از پیشینگان . || بقیه ٔ پیه که بر شتر بجای مانده باشد. || بقیه ٔ هرچیز.
فرهنگ معین
(اِ رِ ) (مص م . ) ۱ - انتقام . ۲ - برانگیختن .
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - یافتن قصاص انتقام . ۲ - بر انگیختن . ۳ - ابر آوردن باد . ۴ - استخراج .
نقل کردن سخن و روایت کردن
نقل کردن سخن و روایت کردن
دانشنامه اسلامی
کلمات مرتبط
- اثاره الترغیب و التشویق
- اثاره الترغیب و التشویق الی المساجد الثلاثه و البیت العتیق
- القرطبی حیاته و اثاره العلمیه و منهجه فی التفسیر
- جلال الدین السیوطی عصره و حیاته و اثاره و جهوده فی الدرس اللغوی
- حب علی بن ابی طالب و اثاره الدنیویه و الاخرویه
- اثارهم
- اثارهما
- البیعه و ولایه العهد و الشوری و اثارها فی تنصیب الخلیفه
- التوبه حقیقتها و شروطها و اثارها
