معانی کلمه : اتمی
فرهنگ عمید
۱. (فیزیک ) مربوط به اتم: انرژی اتمی.
۲. ویژگی نوعی سنگ مصنوعی گران قیمت که در جواهرسازی به کار می رود: نگین اتمی.
۲. ویژگی نوعی سنگ مصنوعی گران قیمت که در جواهرسازی به کار می رود: نگین اتمی.
فرهنگ فارسی
( صفت ) منسوب به اتم مربوط به اتم یا بمب اتمی . بمبی که با نیروی اتم منفجر میشود . یا دانشمند اتمی . دانشمندی که دربار. اتم و نیروی آن تحقیق و تجربه میکند . یا نیروی اتمی . نیرویی که از اتم حاصل میگردد .
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
atomic (صفت)
اتمی، هستهای، تجزیه ناپذیر، ذره ای، ریز، مربوط به جوهر فرد
nuclear (صفت)
اتمی، هستهای، مغزی
