اِتّحاد عاقل و معقولاز مباحث بنیادین فلسفه، به ویژه در نظریۀ شناخت. افلاطون را باید نخستین فیلسوفی دانست که در ذیل مبحث نظریۀ مُثُل، البته بی آن که مشخصاً این اصطلاح را به کار برد، مقدمات این بحث را پی ریخت. ارسطو در بسط آن کوشید و فلاسفۀ نوافلاطونی، به ویژه فلوطین، آن را به یکی از مباحث کانونی فلسفه تبدیل کردند. ارسطو با زمینی کردن مُثُل افلاطونی و نشاندن آن در حوزۀ فعالیت های عقلی انسان به بحث ع...
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] اِتِّحادِ عاقِل وَ مَعْقول، یکی از مباحث مهم سنتی در تاریخ فلسفه ، به ویژه در پیوند با نظریه شناخت می باشد.پیشینه این مسأله به فلسفه های یونانی باز می گردد. جوانه های آن نخست در « فلسفه افلاطون » دیده می شود و در « فلسفه ارسطو » شکفته تر می گردد و در « فلسفه فلوطین » (تولد ۲۷۰ میلادی) و « مکتب نوافلاطونی » و پیروان آن به کمال شکوفایی خود می انجامد و سپس در جریان اندیشه فلسفی، هواداران ی...