معانی کلمه : ات
لغت نامه دهخدا
ات . [ اَت ت ] (ع مص ) غلبه کردن بحُجَّت . (تاج المصادر بیهقی ). غالب شدن بحُجّت بر. || شکستن سر کسی . شکستن چنانکه سر را.
فرهنگ عمید
= ت۳ Δ در کلماتی که به «ها»ی بیان حرکت ختم نمیشود همزه را حذف میکنند و حرکت آن به حرف آخر کلمه ملحق میگردد: دوستت، ساغرت، غلامت.
= ت۳ &delta، در کلماتی که به «ها»ی بیان حرکت ختم نمی شود همزه را حذف می کنند و حرکت آن به حرف آخر کلمه ملحق می گردد: دوستت، ساغرت، غلامت.
فرهنگ معین
( اَ ) (ضم متصل . ) ضمیر متصل دوم شخص مفرد، مفعولی و اضافی در آخر کلمه : گفتمت (تو را گفتم )، کتابت : کتاب تو.
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
اسب
ات (بلژیک). شهر ات (به فرانسوی: Ath) در شهرستان ات در استان انو در منطقه فدرال والوون در کشور بلژیک واقع شده است.
بلژیک
فهرست شهرهای بلژیک
بلژیک
فهرست شهرهای بلژیک
wiki: ات (بلژیک)
گویش مازنی
مقداری – مقداری کم
از اصوات جهت راندن اسب
/at/ مقداری – مقداری کم & از اصوات جهت راندن اسب
مترادف و متضاد
اسب
at (اسم)
ات
-thy (پسوند)
ات
