( آب شدن و به یا در زمین فرورفتن ) معنی اصطلاح -> آب شدن و به / در زمین فرورفتنیک باره ناپدید / گم وگور شدنمثال: - همه ی خانه را زیرورو کردم ولی اثری از آن پیدا نکردم. آب شده بود و به زمین فرورفته بود. - شبکه تون متلاشی شده. فقط یکی دو نفر فرار کردن، که اونا رو هم پیدا می کنیم. اگه آب شن و تو زمین فرو برن، بازم تو چنگ مونن. ( هوشنگ عاشورزاده – با هجوم باد، از مجموعه ی داستان های نو )...