Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اب خشک کن

تلفظ بین المللی : /ˈaːb xˈoʃkkon/ تلفظ :‌ ['a:b x'oSkkon]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • آب خشک کن
  • آب خنککن تکگذر
  • آبِ خنککن
  • آبخشک کن
  • آب خشک
  • اب خشک
  • هنوز اب کفنش خشک نشده
  • اب در دهان کسی خشکیدن یا خشک شدن
  • اب کفن کسی خشک نشدن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

( آبخشک کن ) آبخشک کن. [ خ ُ ک ُن ْ] ( اِ مرکب ) آبخُشکان. کاغذ پرزدار که بدان مرکب نوشته خشک کنند. نشافه. و آن را آبچین نیز توان گفت.

فرهنگ عمید

( آب خشک کن ) کاغذ پرزدار که با آن خط هایی را که با جوهر بر کاغذ نوشته شده خشک می کنند.

فرهنگ فارسی

( آب خشک کن ) ( اسم ) کاغذ پرز دار که بدان مرکب و جوهر نوشته را خشک کنند آب چین .، ( آبخشک کن ) کاغذ پرز دار که بدان مرکب نوشته خشک کنند

مترادف و متضاد

pad (اسم)
پشتی، چنبره، جاده، چنگ، لایی، لایه، تشک، دفترچه یادداشت، دزد پیاده، اسب راهوار، صدای پا، هر چیز نرم، اب خشک کن، مرکب خشک کن

کلمات مرتبط

  • آب خشک کن
  • آب خنککن تکگذر
  • آبِ خنککن
  • آبخشک کن
  • آب خشک
  • اب خشک
  • هنوز اب کفنش خشک نشده
  • اب در دهان کسی خشکیدن یا خشک شدن
  • اب کفن کسی خشک نشدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات