Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ابکانه

تلفظ بین المللی : /ˈaːbkɑnˌeː/ تلفظ :‌ ['a:bkAn,e:]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • آبکانه
  • آبکامه
  • ابکاره
  • ابخانه
  • ابکامه
  • افکانه
  • ابانه
  • آبخانه
  • آپکانه
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

( آبکانه ) آبکانه. [ ن َ / ن ِ ] ( ص ، اِ ) بچه آدمی یا حیوان که سقط شود. جِهض. جهیض. مجهض. ملیص. زلیق. ملیط. مُملص. آفکانه. افکانه. فکانه. آپکانه. بچه از بار رفته.
- آبکانه کردن ؛ سقط کردن.

فرهنگ معین

( آبکانه ) (نِ ) (اِمر. ) نک آفگانه .

فرهنگ فارسی

( آبکانه ) ( اسم ) بچ. انسان یا حیوان که سقط شود آفکانه افکانه فکانه .
بچه آدمی یا حیوان که سقط شود

کلمات مرتبط

  • آبکانه
  • آبکامه
  • ابکاره
  • ابخانه
  • ابکامه
  • افکانه
  • ابانه
  • آبخانه
  • آپکانه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات