Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ ابوخطاب

تلفظ بین المللی : /abuxatˈɑb/ تلفظ :‌ [abuxat'Ab]
لغت نامه دهخدا
  • ابوخباب
  • عباس ابوتراب
  • مفتح الابواب
  • آبوتاب
  • ابوابجمعی
  • جلی ابوتراب
  • حکیم بن حزام ابوخالد
  • خسروی ابوتراب
  • باب الابواب
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

ابوخطاب . [ اَ خ َطْ طا ] (ع اِ مرکب ) پلنگ . نمر. (المزهر). ابوخلعه . || حِدَاءَة. موش گیر. (مهذب الاسماء). غلیواژ. گوشت ربا. و رجوع به ابوالخطاف شود.

ابوخطاب . [ اَ خ َطْ طا ] (اِخ ) ابن دحیةبن عمربن حسن بن جمیل الکلبی الذاتی [ شاید: دانی ؟ ] السبتی الاندلسی ، ملقب به ذوالنسبین . ادیب لغوی و محدث . مولد او اندلس به سال 587 هَ . ق . بود و وجه تلقیب او به ...

کلمات مرتبط

  • ابوخباب
  • عباس ابوتراب
  • مفتح الابواب
  • آبوتاب
  • ابوابجمعی
  • جلی ابوتراب
  • حکیم بن حزام ابوخالد
  • خسروی ابوتراب
  • باب الابواب
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات