کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : ابوحزیمه
تلفظ بین المللی :
/abuhazˈimeː/
تلفظ :
[abuhaz'ime:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
ابوحلیمه
ابوحکیمه
ابوخزیمه
دینوری ابوحنیفه احمد بن داود
ابوحنیفه
قاضی نعمان ابوحنیفه
ابوامیمه
ابوتمیمه
ابوحثمه
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
ابوحزیمه. [ اَ ح ُ زَ م َ ] ( اِخ ) جد سعدبن عباده است.
کلمات مرتبط
ابوحلیمه
ابوحکیمه
ابوخزیمه
دینوری ابوحنیفه احمد بن داود
ابوحنیفه
قاضی نعمان ابوحنیفه
ابوامیمه
ابوتمیمه
ابوحثمه
نظرات