ابواب . [ اَب ْ ] (اِخ ) یا الابواب . جبال پیرنه . (نخبةالدهر).
ابواب.[ اَب ْ ] ( ع اِ ) ج ِ باب. درها. مَداخل : بجود و رای بکرده ست خلق را بی غم بعدل و داد گشاده ست بر جهان ابواب.مسعودسعد.بلا گرچه مقدور از ابواب دخول آن احتراز واجب. ( گلستان ). || فصول. مباحث. بخشها. حیثیات. اقسام. موارد. مسائل.امور : بهم نشستند و شراب خوردند که استادم در چنین ابواب یگانه...
فرهنگ عمید
باب۲#NAME?
= باب۲
فرهنگ معین
( ا َ ) [ ع . ] (اِ. ) جِ باب . ۱ - درها. ۲ - فصل ها، مبحث ها.
دانشنامه آزاد فارسی
اَبْواباَبْواب در عرفان عملی، دومین قسم از اقسام ده گانه برای سیر سالکان. نفس سالک پس از آن که قسم بدایات و ده منزل آن را طی و حقوق آن منازل را به نحو کامل استیفا کرد، توان آن را می یابد که از ظواهر، به سوی خود متوجه شود و به تخلیه و تحلیه (: پیرایش و افزایش صفات ناپسند و پسندیده) بپردازد. قسم ابواب شاملِ ده منزلِ حزن، خوف، اِشفاق، خشوع، اِخبات، زهد، ورع، تبتّل، رجاء و رغبت است. هرچند می توان به گ...
فرهنگ فارسی
درها، جمع باب ( اسم ) جمع : باب ۱ - درها مدخل ها ۲ - فصل ها مبحث ها بخش ها قسم ها امرها مسایل . ۳ - هر یک از بخشهای بزرگ کتابی یا علم و فنی که بفصلها قسمت شود . یا ابواب شادی . درهای خوشی و شادمانی . یا بهمه ابواب . در هر باب از هر باب به همه قسم ها و بخش ها . جبال پیرنه
مترادف و متضاد
درها، مدخلها
بابها، بخشها، فصلها
۱. بابها، بخشها، فصلها ۲. درها، مدخلها
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی أَبْوَاب: درهامعنی مُّنْهَمِرٍ: بسیار فراوان و ریزان (از" همر " به معنای ریختن اشک و باران به شدت ، و انهمار به معنای انصباب و روان شدن است و فتح آسمان به آبی منهمر و روان در عبارت "فَفَتَحْنَا أَبْوَابَ ﭐلسَّمَاءِ بِمَاءٍ مُّنْهَمِرٍ " کنایهای است تمثیلی از شدت ریختن آب و جریان مت...ریشه کلمه: بوب (۲۷ بار)wikialkb: أَبْوَاب...