Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ابه

تلفظ بین المللی : /ˈaːbeː/ تلفظ :‌ ['a:be:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی
  • آبه
  • آبه صوفیان
  • ابه باشی
  • ابه زاده
  • ابه صوفیان
  • ابه ٔ سفلی
  • ابه ٔ علیا
  • ابه ٔ موسی خان
  • ابه چاروا
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

ابه . [ اَ ب َه ْ ] (ع اِ) اَب . پدر.

ابه . [ اَ ب َه ه ] (ع ص ) گلوگرفته . اَبح ّ.

ابه . [ اَ هِن ْ ] (ع اِ) اَبْهی . ج ِ بَهْو.

ابه . [ اَ ب َه ْ ] (ع اِ) رسوائی . ننگ . || (مص ) شرم . شرم داشتن . (مصادر بیهقی ).

ابه . [اِ ب َه ْ ...

فرهنگ عمید

۱. = آلاچیق
۲. جایی که طایفه‌ای چادرهای خود را برپا ساخته و در آنجا زندگی می‌کنند.
۳. [قدیمی، مجاز] طایفه؛ ایل.

( آبه ) مایعی غلیظ که با جنین از شکم مادر خارج می شود، لیزابه.
۱. = آلاچیق
۲. جایی که طایفه ای چادرهای خود را برپا ساخته و در آنجا زندگی می کنند.
۳. [قدیمی، مجاز] طایفه، ایل.

فرهنگ معین

( آبه ) (بِ ) ( اِ. ) مایعی غلیظ که با جنین از شکم مادر خارج می شود.

دانشنامه آزاد فارسی

آبه. آبه (Abbe)(در فرانسوی به معنی «رئیس دیر» یا «راهب کل») عنوان محترمانۀ کشیشان فرانسوی که عضو هیچ فرقۀ مذهبی نباشند. این عنوان، پیش از انقلاب کبیر فرانسهبه کسانی اطلاق می شد که معلم سرخانه، استاد دانشگاه، یا ادیب بودند و بده بِستان چندانی یا هیچ ارتباطی با کلیسا نداشتند. آبه هایی که در مراسم مذهبی به کشیشان کمک می کردند از دیر (صومعه) مقرری می گرفتند، اما لزوماً راهبنبودند.wikijoo: آبه...

فرهنگ فارسی

( آبه ) ( اسم ) لیزابه و لعابی که توام با جنین از شکم مادر بر آید .
نام قریه نزدیک ساوه و نسبت بدان آبی است که آوه نیز گویند آب
اوبه: طایفه، ایل ، خیمه، آلاچق، جائی که طایفهای چادرهای خودرادر آنجابرپاسازند، لیزابه، مایعی غلیظکه باجنین ازشکم ماد
( اسم ) طایفه و ایلی از ترک .
ننگ و رسوائی

دانشنامه عمومی

آبه (دهانه). مختصات: ۵۷°۱۸′جنوبی ۱۷۵°۱۲′شرقی / ۵۷٫۳°جنوبی ۱۷۵٫۲°شرقی / -57.3; 175.2Blue, ‎Jennifer (25 Jul 2007), "Gazetteer of Planetary Nomenclature", USGSنگهداری یادکرد:نام های متعدد:فهرست نویسندگان (link)Bussey, B.; Spudis, P. (2004), The Clementine Atlas of the Moon, New York: Cambridge University Press, ISBN 0-521-81528-2نگهداری یادکرد:نام های متعدد:فهرست نویسندگان (link)Cocks, Elijah E...

مترادف و متضاد

tribe (اسم)
تبار، خیل، قبیله، طایفه، خانواده، عشیره، حی، سبط، ایل، قبایل، ابه

دانشنامه اسلامی

[ویکی اهل البیت] آبه. این صفحه مدخلی از دائره المعارف معارف و معاریف استنام محلی است در 24 هزار گز فاصله از ساوه که آوه و آوج نیز گویند و آن در قدیم شهری بوده و آثار باستانی بسیار پیرامون آن دیده می شود. مردم آنجا شیعه اثنی عشری بوده اند و با هم اتفاق نیکو داشته اند.(دهخدا)حضرت عبدالعظیم حسنی از امام هادی علیه السلام روایت کند که فرمود: اهل قم و اهل آبه آمرزیده اند زیرا آنها جدم علی بن موسی الرض...

کلمات مرتبط

  • آبه
  • آبه صوفیان
  • ابه باشی
  • ابه زاده
  • ابه صوفیان
  • ابه ٔ سفلی
  • ابه ٔ علیا
  • ابه ٔ موسی خان
  • ابه چاروا
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات