کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : ابن هرون
تلفظ بین المللی :
/ˈebn hˈoruːn/
تلفظ :
['ebn h'oRu:n]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
ابن عبری غریغوریوس بن هارون
ابن عدی هارون بن سلیمان خراز اصفهانی
ابن هارون یحیی بن حسین
ابن عات ابوعمر احمد بن هارون نفزی
اب به غربال پیمودن یا اب در هاون کوبیدن یا سودن
اب در هاونگ کوبیدن
ابو هارون
حصن ابی هارون
اب انبار بازار هرند
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
ابن هرون. [ اِ ن ُ ها ]( اِخ ) معروف به حفیدالمنجم. رجوع به بنومنجم شود.
کلمات مرتبط
ابن عبری غریغوریوس بن هارون
ابن عدی هارون بن سلیمان خراز اصفهانی
ابن هارون یحیی بن حسین
ابن عات ابوعمر احمد بن هارون نفزی
اب به غربال پیمودن یا اب در هاون کوبیدن یا سودن
اب در هاونگ کوبیدن
ابو هارون
حصن ابی هارون
اب انبار بازار هرند
نظرات