کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : ابن معدان
تلفظ بین المللی :
/ˈebn moʔˈedːɑn/
تلفظ :
['ebn mo?'ed:An]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
ابن معدان محمد بن احمد اصفهانی
ابن مردان
ابن مردانبه اسماعیل بن حریث قطان اصفهانی
ایات الصفات و منهج ابن جریر الطبری فی تفسیر معانیها مقارنا باراء غیره من العلماء
لوامع و لوایح در شرح قصیده خمریه ابن فارض و در بیان معارف و معانی عرفانی
ابن سعدان
میدان آب شکن
چشمه جوشان اب گرم و معدنی
محل چشمه اب معدنی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
ابن معدان. [ اِ ن ُ م َ ] ( اِخ ) یکی از خوشنویسان و عارفین بفن کتابت. و اسحاق بن ابراهیم معلم مقتدر و اولاد او در خط شاگرد ابن معدان بوده اند. ( ابن الندیم ).
فرهنگ فارسی
یکی از خوشنویسان و عارفین بفن کتاب
کلمات مرتبط
ابن معدان محمد بن احمد اصفهانی
ابن مردان
ابن مردانبه اسماعیل بن حریث قطان اصفهانی
ایات الصفات و منهج ابن جریر الطبری فی تفسیر معانیها مقارنا باراء غیره من العلماء
لوامع و لوایح در شرح قصیده خمریه ابن فارض و در بیان معارف و معانی عرفانی
ابن سعدان
میدان آب شکن
چشمه جوشان اب گرم و معدنی
محل چشمه اب معدنی
نظرات