کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه ابن-قریش | کلماتور
معانی کلمه : ابن قریش
تلفظ بین المللی :
/ˈebn q1ˈorajʃ/
تلفظ :
['ebn q1'oRajS]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
ابن قریعه
ابن قریه
ابو قریش
قاضی ابن قریعه
نقد روایات ابن اسحاق و واقدی از سرانجام بنی قریظه
ابن افلیلی ابوالقاسم ابراهیم بن محمد زهری قرشی
ابن رداد شهاب الدین ابوالعباس احمد بن ابی بکر مکی قرشی
ابن رومان ابوروح یزید بن رومان اسدی قرشی
ابن زبیر ابوالحسن علی بن محمد قرشی اسدی کوفی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
ابن قریش. [ اِ ن ُ ؟ ] ( اِخ ) قاضی صفی الدین ابوالمجید عبدالرحمن بن عبدالعزیز. از مشاهیر کُتّاب. و او در خدمت صلاح الدین ایوبی شغل کتابت داشت. در 586 هَ.ق. به عَکّه مقتول و در قدس شریف دفن شده است و قصبه قیساریه ابن قریش به مصر بدو منسوب است.
فرهنگ فارسی
او در خدمت صلاح الدین ایوبی شغل کتابت داشت
کلمات مرتبط
ابن قریعه
ابن قریه
ابو قریش
قاضی ابن قریعه
نقد روایات ابن اسحاق و واقدی از سرانجام بنی قریظه
ابن افلیلی ابوالقاسم ابراهیم بن محمد زهری قرشی
ابن رداد شهاب الدین ابوالعباس احمد بن ابی بکر مکی قرشی
ابن رومان ابوروح یزید بن رومان اسدی قرشی
ابن زبیر ابوالحسن علی بن محمد قرشی اسدی کوفی
نظرات