معانی کلمه : ابن زنجی
لغت نامه دهخدا
ابن زنجی.[ اِ ن ُ زَ ] ( اِخ ) محمدبن اسماعیل کاتب ، مکنی به ابوعبداﷲ. او صاحب خطی نیکو بود و از اوست : کتاب الکُتّاب و الصناعة و نیز مجموعه رسائلی. ( ابن الندیم ).
فرهنگ فارسی
او صاحب خطی نیکو بود و از اوست کتاب الکتاب و الصناعه و نیز مجموعه رسائلی
