معنی کلمه : ابن اسماء
لغت نامه دهخدا
ابن اسماء. [اِ ن ُ اَ ] ( اِخ ) کنیت ابوالقاسم عبداﷲبن علی بن محمدبن داودبن جراح. رجوع به ابوالقاسم عبداﷲ... شود.
کلمات مرتبط
- ابن معمار عبدالله بن اسماعیل
- ابن کثیر اسماعیل
- ابن ابی سبره اسماعیل بن عبدالرحمن
- ابن اجدابی ابراهیم بن اسماعیل
- ابن باطیش عمادالدین ابوالمجد اسماعیل بن هبهالله موصلی
- ابن بردس عمادالدین ابوالفداء اسماعیل بن محمد بعلبکی حنبلی
- ابن بزاز توکل بن اسماعیل
- ابن بنت سدی ابومحمد اسماعیل بن موسی فزاری اصفهانی
- ابن زراه اسماعیل بن زیاد خزاعی اصفهانی
