Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ابلیس

تلفظ بین المللی : /ˈeblis/ تلفظ :‌ ['eblis]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی ساره
  • ابلیس دو سر
  • ابلیس از جن
  • ابلیس از جنیان
  • ابلیس در بهشت ادم
  • ابلیس در زبان عربی
  • ابلیس در عرفان
  • ابلیس در قران
  • ابلیس در میان ملائکه
  • ابلیس در کلام
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی ساره

لغت نامه دهخدا

ابلیس. [ اِ ] ( اِخ ) ( ظ. از کلمه یونانی دیابلس ) لغویون عرب آنرا از ماده ابلاس به معنی نومید کردن یا کلمه اجنبی شمرده اند، و آن نام مهتر دیوان است که پس از نفخ روح در جسد ابوالبشر، چون از سجده آدم سر باززد مطرود گشت. و او تا روز رستاخیز زنده باشدو جز بندگان مخلص را اغوا تواند کرد. نظیر اهریمن دین زردشت. شیطان. عزازیل. خناس. بوخلاف. ابومره. بومره. شیخ نجدی. ابولبینی. دیو. مهتر دیوان. ( السامی فی ...

فرهنگ عمید

در ادیان سامی، موجودی که باعث رانده شدن آدم و حوا از بهشت شد؛ مظهر شر و بدی که انسان را گمراه می‌کند؛ عزازیل: ◻︎ از ابلیس هرگز نیاید سجود/ نه از بدگهر نیکویی در وجود (سعدی۱: ۹۸). Δ پس از آفریده شدن آدم همۀ فرشتگان به امر خداوند او را سجده کردند، مگر ابلیس که سرپیچی کرد و به این سبب رانده و ملعون شد.

در ادیان سامی، موجودی که باعث رانده شدن آدم و حوا از بهشت شد، مظهر شر و بدی که انسان را...

فرهنگ معین

( اِ ) [ معر. ] (اِ. ) شیطان ، اهریمن . ج . ابالیس و ابالسه .

دانشنامه آزاد فارسی

رجوع شود به:شیطان
wikijoo: ابلیس

فرهنگ فارسی

حلزون
شیطان (ه . م . اهریمن . یا از کفر ابلیس مشهور تربودن . بسیار مشهور بودن سخت بنام بودن.
ناامیدشده ازرحمت خدا، ونام شیطان
( اسم ) ۱ - شیطان اهریمن پدر دیوان ۲ - هر یک از پیروان شیطان . جمع : ابالیس و ابالسه مخفف بلیس .

دانشنامه عمومی

ابلیس در آیین های تک خدایی چون اسلام نام شیطان بود.در کتاب تاریخ طبری در روایاتی از ابن عباس نقل شده: ابلیس از فرشتگان بود و نامش عزازیل بود و در زمین ساکن بود. فرشتگان ساکن در زمین جن نام داشتند. ابلیس به عبادت همی کوشید و در دانش از همه پیش بود و به همین سبب مغرور شد و در برابر فرمان خدا عصیان نمود.ابلیس در قرآن از نوع جن شناخته شده است. ابلیس از نزدیکان درگاه خداوند بود تا آنجا که در میان فرشتگ...

گویش مازنی

/abelis/ حلزون

مترادف و متضاد

اهریمن، دیو، شیطان

devil (اسم)شیطان، روح پلید، عفریت، ابلیس، نویسنده مزدور، خارخسکsatan (اسم)شیطان، ابلیسserpent (اسم)میهن فروش، ابلیس، مار، ماربزرگ...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] ابلیس بر وزن اِفْعیل از لغت «بلس» به معنای مأیوس شدن می باشد.از دیرباز اعتقاد به وجود ابلیس(شیطان) و نیروهاى شرور در میان ادیان و مذاهب وجود داشته است و اسلام در قرآن کریم به خوبی به معرفی او پرداخته است.مشتق شده و جمع آن ابالسه است. این کلمه یازده بار در قرآن کریم به کار رفته است. در این که ابلیس واژه عربی یا اعجمی است، لغت شناسان به اختلاف گراییده اند. برخی آن را از واژه یونانی «دیابو...

فرهنگ فارسی ساره

اهریمن، کخ ژنده


کلمات مرتبط

  • ابلیس دو سر
  • ابلیس از جن
  • ابلیس از جنیان
  • ابلیس در بهشت ادم
  • ابلیس در زبان عربی
  • ابلیس در عرفان
  • ابلیس در قران
  • ابلیس در میان ملائکه
  • ابلیس در کلام
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات