معانی کلمه : ابطحی
لغت نامه دهخدا
ابطحی. [ اَ طَ ] ( ص نسبی ) منسوب به ابطح. از قریش ابطح و بطاح. مقابل قریش ظاهری و قریش ظواهر.
- سید ابطحی ؛ از القاب رسول ( ص ) است.
- سید ابطحی ؛ از القاب رسول ( ص ) است.
فرهنگ عمید
از القاب پیامبر اسلام: شعر حسان بن ثابت را به خوش طبعی شنود / پادشاه دین رسول ابطحی خیرالانام (سوزنی: ۲۶۶ ).
فرهنگ فارسی
منسوب به ابطح
