Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ابرش

تلفظ بین المللی : /ˈaːbraʃ/ تلفظ :‌ ['a:bRaS]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیفرهنگ اسم هامترادف و متضاددانشنامه اسلامی
  • سلام الابرش
  • ابراهیم بن ابرش
  • حسین ابرش
  • بور ابرش
  • شاخ بلند ابرش
  • قنات ابرش
  • ابرشارگی
  • ابرشناسی
  • ابرشم
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیفرهنگ اسم هامترادف و متضاددانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

ابرش . [ اَ رَ ](اِخ ) نام یکی از خوشنویسان خط عرب . (ابن الندیم ).

ابرش. [ اَ رَ ] ( ع ص ، اِ ) زیوری از زیورهای اسب. رخش. چپار. ( منتهی الارب ). ملمع. اسب که نقطه های خرد دارد. ( مهذب الاسماء ). آنکه بر پوست نقطه های سفید دارد. ( دستوراللغه ادیب نطنزی ). اسب که نقطه های سپید دارد مخالف باقی رنگ. اسبی که بر اعضای او نقطه ها باشد مخالف رنگ اعضا. ( منتهی ال...

فرهنگ عمید

۱. اسبی که خال های مخالف رنگ (خصوصاً سرخ و سفید ) خود داشته باشد.
۲. [مجاز] رنگارنگ.

فرهنگ معین

(اَ رَ ) [ ع . ] (ص . ) ۱ - اسبی که در پوستش لکه هایی غیر از رنگ اصلی اش وجود داشته باشد. ۲ - زیوری از زیورهای اسب .

فرهنگ فارسی

( صفت ) زیوری از زیورهای اسب رخش چپار ملمع اسب که نقطه های خرد دارد . اسبی که بر اعضای او نقطه ها باشد مخالف رنگ اعضا اسب که موی سرخ و سیاه و سفید دارد آنکه رنگ سرخ و سفید در هم آمیخته دارد . یا مکان ابرش . آنجای که گیاهان رنگارنگ و بسیار دارد .
نام یکی از خوشنویسان خط عرب

دانشنامه عمومی

اسبی که لکه هائی غیر از رنگ اصلیش روی پوستش داشته باشد

اسب اَبرَش معمولاً به رنگ اسبی گفته می شود که روی بدن نقطه های سفیدی بر خلاف رنگ اصلی بدن داشته باشد.این حالت تحت تاثیر چندین ژن است.قره ابرشرنگ (اسب)اسب ابلقبور ابرش نام رنگ اسبی است که بدنش سرخ رنگ بوده و خال های سفید داشته باشد.wiki: بخش احمدآباد شهرستان مشهد در استان خراسان رضوی ایران است.فهرست روستاهای ایراناین روستا در دهستان پیوه ...

گویش مازنی

۱جانور دو رنگ ۲خال خالی

/abresh/ جانور دو رنگ - خال خالی

فرهنگ اسم ها

اسم: ابرش (پسر) (فارسی) (تلفظ: abrash) (فارسی: ابرش) (انگلیسی: abrash)
معنی: اسب

مترادف و متضاد

spotty (صفت)
الوده، ابری، پر از لکه، ابرش، چند در میان

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] اَبرَش به فتح الف و راء به معنی رنگارنگ می باشد از آن در باب حج سخن گفته شده است.مستحب است سنگریزه هایی که برای رمی جمره به کار مى رود، رنگین و نقطه دار باشد. جواهر الکلام ج۱۹، ص۹۶-۹۷ ۱. ↑ جواهر الکلام ج۱۹، ص۹۶-۹۷ فرهنگ فقه مطابق مذهب اهلبیت علیهم السلام ج۱، ص۲۳۲ ...wikifeqh: ابرش...

کلمات مرتبط

  • سلام الابرش
  • ابراهیم بن ابرش
  • حسین ابرش
  • بور ابرش
  • شاخ بلند ابرش
  • قنات ابرش
  • ابرشارگی
  • ابرشناسی
  • ابرشم
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات