Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اباش

تلفظ بین المللی : /ˈaːbˈɑʃ/ تلفظ :‌ ['a:b'AS]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • اباشه
  • اباشا
  • اباشیری 4263
  • اباشیری هوکایدو
  • الاباشلی
  • بخش اباشیری هوکایدو
  • دودو اباشیدزه
  • شهرستان اباشیری هوکایدو
  • فرهنگ اباشه وو
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

اباش. [ اُ ] ( اِ ) اُباشه. جماعتی آمیخته از هر جنس مردم. و فرهنگ نویسان قطعه ذیل را از سعدی شاهد لفظ و معنی فوق می آورند : اگر تو بر دل مسکین من نبخشائی چه لازم است که جور و جفا کشم چندین بصدر صاحب دیوان ایلخان نالم که در اباشه او جور نیست بر مسکین.و این شاهد برای معنی و لفظ فوق رسا نیست و چنین مینماید که این کلمه در قطعه مزبوره غیر از اباشه عرب و به معنی سیرت و روش و آئین و امثال آن است....

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - جماعتی آمیخته از هر جنس مرد . ۲ - مجمعی را گویند که از هر جنس مردم در آنجا باشد .

کلمات مرتبط

  • اباشه
  • اباشا
  • اباشیری 4263
  • اباشیری هوکایدو
  • الاباشلی
  • بخش اباشیری هوکایدو
  • دودو اباشیدزه
  • شهرستان اباشیری هوکایدو
  • فرهنگ اباشه وو
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات