آیس . [ ی ِ ] (ع ص ) ناامید. نومید. نمید. مأیوس . قانط. قنوط : بود شخصی عالمی قطبی کریم اندر آن منزل که آیس شد ندیم . مولوی .چونکه قبضی آیدت ای راهروآن صلاح تست آیس دل مشو. مولوی .عسر با یسر است هین آیس مباش راه داری زین ممات اندر معاش . مولوی .لیک تو آیس مشو هم پیل باش ور نه پیلی در پی تبدیل باش . مولوی .لیک خو...