معانی کلمه : آوند
لغت نامه دهخدا
آوند. [ وَ ] (اِ) وعاء، که بفرانسه وِسو گویند. (فرهنگستان ).
فرهنگ عمید
آونگ#NAME?
۱. ظرف.
۲. کوزه؛ کوزۀ آب.
۳. ظرف شراب.
۴. (زیستشناسی) لولههایی در گیاهان که آب یا شیره را از ریشه به برگها انتقال میدهند.
فرهنگ معین
( ~.) ( اِ.) دلیل ، برهان .
(وَ) [ په . ] ( اِ.) 1 - ظرف . 2 - کوزة آب یا شراب . 3 - لوله هایی که شیرة خام را از ریشه به برگ ها می رساند.
فرهنگ فارسی
افزارهای چرخشی و محکم به شکل لولۀ تلسکوپ در هواپیمای سوخترسان که توسط واپایشگرهای آئرودینامیکی هدایت میشود تا نوک آن به مخزن سوخت هواگرد سوختگیر متصل شود
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: āvand) حجت ، دلیل ، برهان ، آونگ ؛ (در قدیم) ظرف ؛ (در گیاهی) لولهی باریک ساقه گیاهان .
مترادف و متضاد
قید
رگ، وعاء
ظرف، کوزه
برهان، حجت، دلیل
۱. ظرف، کوزه
۲. رگ، وعاء
۳. قید
۴. برهان، حجت، دلیل
