آوار. (اِخ ) نام قومی ازمردم ارال و آلتائی که مدت سه قرن بر اروپا تاختن بردند و در 168 هَ .ق . شارلمانْی آنان را دفع کرد.
= آواره: ◻︎ به من سپرد و ز من بستدند فرعونان / شدم به عجز و ضرورت ز خانمان آوار (مسعودسعد: ۲۲۷).
۱. غارت؛ چپاول: ◻︎ باد گویی نافههای تبتستان بر درید / باغ گویی کاروان شوشتر آوار کرد (فرخی: ۴۲۷).
۲. آزار؛ رنج؛ ستم؛ فساد.
۳. (صفت) بینظم.
( اِ.) 1 - گرد و غبار و خاک . 2 - فرو ریختن دیوار و سقف .
1 - (ص .) آزار، رنج ، ستم . 2 - خراب ، ویران . 3 - ( اِ.) هرج و مرج ، بی نظمی . 4 - غارت ، چپاول . 5 - دربه در، آواره .
← پارآوار
خراب، ویران
چپاول، غارت
آواره، دربدر
غبار، گردوخاک
آزار، رنج، گزند
خرابه، دیوار، گردوخاک
بینظمی، تباهی، هرجومرج
۱. خرابه، دیوار، گردوخاک
۲. خراب، ویران
۳. آواره، دربدر
۴. چپاول، غارت
۵. بینظمی، تباهی، هرجومرج
۶. غبار، گردوخاک
۷. آزار، رنج، گزند