آهون . (اِ) رخنه و راه و مجرائی که زیر زمین کنند. نقب . سُمج . سُمجه : حور بهشتی گرش به بیند بی شک حفره زند تا زمین بیارد آهون . دقیقی .به آهون زدن در زمین با شتاب سبکتر روندی ز ماهی در آب . اسدی .بن باره سرتاسر آهون زدندنگون باره بر روی هامون زدند. اسدی .منگر سوی حرام و جز حق مشنوتا نبرد دزد سوی نقد تو آهون . ناصرخسرو.دانه مر این را بخوشه ها در خانه ست بیخ مر آن را بزیر خاک درآهون . ناصرخسرو.سر ب...
فرهنگ عمید
۱. رخنه. ۲. مجرایی که در زیرِ زمین باشد؛ راه زیرزمینی؛ نقب؛ سمجه: ◻︎ به آهون زدن در زمان شتاب / سبکتر ز ماهی روند اندر آب (اسدی: ۳۴۶).
فرهنگ معین
( اِ.) رخنه ، نقب .
فرهنگ فارسی
مجرای افقی برای عبور لولهها و بافههای تأسیسات ساختمان