Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : آهمند

تلفظ بین المللی : /ˈɑhmand/ تلفظ :‌ ['Ahmand]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینمترادف و متضاد
  • اهمند
  • اهمن و بهمن
  • ازمند
  • ازمندی
  • ارمنده
  • اسمند
  • اسمندر
  • آزمند
  • آزمندی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

آهمند. [ هَُ م َ ] (ص مرکب ) شاید مخفف آهومند. مقصر. گناهکار. عاصی . جانی : چو جستی کسی با کسی گفتگوی بچیزی که سوگند بودی در اوی ز پولاد سندانی اندر شتاب ببردی چو تفسیده اخگر ز تاب یکی برگ تر زآن درخت به برنهادی اَبَر دست و سندان زبرکَفَش سوختی گر بدی آهمندو گر راست بودی نکردی گزند. اسدی .و در فرهنگ اسدی به معنی دروغگو بفریب آمده ، و از صاحب فرهنگ منظومه نیز بعض دیگر فرهنگها بیت ذیل را نقل کرده ان...

فرهنگ عمید

۱. گناهکار.
۲. دروغگو.
۳. = آهومند

فرهنگ معین

(هُ مَ)(ص مر.) 1 - آهومند، گناهکار، عاصی . 2 - معیوب . 3 - دروغگو.

مترادف و متضاد

بیمار، مریض، ناخوش

عاصی، گناهکار، مجرم، مقصر

مختل، معیوب، ناقص ≠ سالم، صحیح

۱. مختل، معیوب، ناقص
۲. عاصی، گناهکار، مجرم، مقصر
۳. بیمار، مریض، ناخوش ≠ سالم، صحیح


کلمات مرتبط

  • اهمند
  • اهمن و بهمن
  • ازمند
  • ازمندی
  • ارمنده
  • اسمند
  • اسمندر
  • آزمند
  • آزمندی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات