کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : آلود
تلفظ بین المللی :
/ˈɑluːd/
تلفظ :
['Alu:d]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
کلمات مرتبط
الود
ریزکرک آلود
شبهت الود
شهد الود
شرم الود
شهوت الود
شک الود
شکر الود
طغیان همراه بَری کف آلود
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
آلود. (ن مف مرخم / نف مرکب ) در کلمات مرکبه از قبیل آردآلود، اشک آلود، بت آلود، تراب آلود، تهمت آلود، خاک آلود، خشم آلود، خواب آلود، خون آلود، خوی آلود، ریگ آلود، زهرآلود، سرمه آلود، شکرآلود، غرض آلود، غضب آلود، گردآلود، گِل آلود، مشک آلود، می آلود، مخفّف آلوده است : ریشی چگونه ریشی ، چون ماله ٔ بت آلودگوئی که دوش تا روز با ریش گوه پالود. عماره .دو چشم موژان بودیش خوب و خواب آلودبماند خواب و شد آن...
فرهنگ عمید
۱. = آلودن
۲. آلوده (در ترکیب با کلمۀ دیگر): اشکآلود، خوابآلود، خونآلود، زهرآلود.
کلمات مرتبط
الود
ریزکرک آلود
شبهت الود
شهد الود
شرم الود
شهوت الود
شک الود
شکر الود
طغیان همراه بَری کف آلود
نظرات