Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ آفی

تلفظ بین المللی : /ˈɑfi/ تلفظ :‌ ['Afi]
لغت نامه دهخدا
  • افی
  • اُفِی
  • افی یالث
  • افی ام موریسی
  • افی بریست
  • افی مینه سوتا
  • افی گری
  • جان مک افی
  • کندلر مک افی جورجیا
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

آفی . (اِخ ) تخلص یکی از امراء هند، موسوم باحمدیارخان ، متوفی به سال 1265 هَ .ق . او به فارسی شعر می گفته و مثنویی به نام گلزار خیال دارد.


کلمات مرتبط

  • افی
  • اُفِی
  • افی یالث
  • افی ام موریسی
  • افی بریست
  • افی مینه سوتا
  • افی گری
  • جان مک افی
  • کندلر مک افی جورجیا
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات