۱. خیس کردن؛ تر کردن.
۲. آلوده کردن.
۳. آمیختن؛ سرشتن.
۴. (مصدر لازم) آلوده شدن؛ تر شدن.
(غَ یا غِ تَ) 1 - (مص م .) خیس کردن ، نم کردن . 2 - آلودن . 3 - (مص ل .) خیسیدن ، نم کشیدن .
در مایعی مخلوط کردن، آلودن، آغشته کردن
گچ را با آب آغشتن
to mix plaster with water
پنبه را با الکل آغشتن و روی زخم مالیدن
to dip cotton in alcohol and rub in it on the sore
دستان خود را به خون اشخاص بیگناه آغشتن
to smear one's hands with the blood of innocent people
آلودن، آمیختن، اختلاط، خیساندن، قاطیکردن، مخلوطکردن، نمکردن