Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : آصره

تلفظ بین المللی : /ˈɑsreː/ تلفظ :‌ ['AsRe:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی ساره
  • اصره
  • اصرهم
  • رابط اصفهانی
  • رازی اصفهانی
  • راضی اصفهانی
  • راغب اصفهانی
  • امیریار احمد اصفهانی
  • راهب اصفهانی
  • ربیع اصفهانی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی ساره

لغت نامه دهخدا

آصره . [ ص ِ رَ ] (ع اِ) ج ِ اِصار. میخهای طناب . || زنبیلها. || چادرهائی که در آن گیاه پر کنند. || ثقلها. بارها. || گناهان . || عهدها. پیمان ها. || سوراخها (در گوش ). || سوگندان بطلاق زن یا آزادی بنده . || نذرها.

آصره . [ ص ِ رَ ] (ع اِ) گرایش و مهر و مایه و وسیله ٔ نزدیکی از رحم و قرابت و خویشی وخویشاوندی و پیوند سببی و معروف و احسان و منت . || رسن کوتاه...

فرهنگ فارسی ساره

بازوبند، خویشاوندی، مِهربن


کلمات مرتبط

  • اصره
  • اصرهم
  • رابط اصفهانی
  • رازی اصفهانی
  • راضی اصفهانی
  • راغب اصفهانی
  • امیریار احمد اصفهانی
  • راهب اصفهانی
  • ربیع اصفهانی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات