کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : آشکو
تلفظ بین المللی :
/ˈɑʃkuː/
تلفظ :
['ASku:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
کلمات مرتبط
اشکو
جزیره اشکو
بادوراـ اشکودا پاول
کانی اشکوه
اشکوب کوتاه
اشکوبه
در اشکوب بالا
نیم اشکوب
آشکوبه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
لغت نامه دهخدا
آشکو.
(اِ) آشکوب
:
وین چارطاق ششدر هفت آشکوی چرخ
یک تابخانه ٔ حرم کبریای اوست .
خواجو.
فرهنگ معین
( اِ.) نک آشکوب .
کلمات مرتبط
اشکو
جزیره اشکو
بادوراـ اشکودا پاول
کانی اشکوه
اشکوب کوتاه
اشکوبه
در اشکوب بالا
نیم اشکوب
آشکوبه
نظرات