Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : آسیاب

تلفظ بین المللی : /ˈɑsjɑb/ تلفظ :‌ ['AsjAb]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینگویش اصفهانی
  • اسیاب
  • اسیاب بادی
  • اسیاب دستی
  • اسیاب ساز
  • اسیاب شدن
  • اسیاب غلات
  • اسیاب کردن
  • آسیاب گردان
  • اسیاب گردان
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینگویش اصفهانی

لغت نامه دهخدا

آسیاب . (اِ مرکب ) (از: آس + آب ) آس که بقوت آب گردد، و توسعاً، هر نوع دیگر از آن . آب آسیا. آب آس : چرا چون آسیاب گردگردی بیاکنده به آب وباد و گردی ؟ (ویس و رامین ).بخواهد همی خوردمان آسیاب بدندان ما، در، گیا را فناست . ناصرخسرو.گر نان طلب کنند در من زنند ازآنک بی دانه ٔ من آب زده ست آسیابشان .خاقانی .هست بپیرامنش طوف کنان آسمان آری بر گرد قطب چرخ زند آسیاب . خاقانی .بر سرم گردید سنگ آسیاب تا برآ...

فرهنگ عمید

۱. = آسیا ⟨ آسیای آبی
۲. = آس۱
۳. (زیست‌شناسی) = دندان ⟨ دندان آسیا

فرهنگ معین

[ په . ] (اِمر.) آسی که با نیروی آب کار می کند. ؛ ~به نوبت کنایه از لزوم رعایت کردن نوبت .

گویش اصفهانی

تکیه ای: ar / âsiyow
طاری: ar
طامه ای: ar
طرقی: ar
کشه ای: ar
نطنزی: âr


کلمات مرتبط

  • اسیاب
  • اسیاب بادی
  • اسیاب دستی
  • اسیاب ساز
  • اسیاب شدن
  • اسیاب غلات
  • اسیاب کردن
  • آسیاب گردان
  • اسیاب گردان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات