معانی کلمه : آری
لغت نامه دهخدا
آری . (اِخ ) نام یکی از طوایف چادرنشین بندپی از بخشهای مازندران .
آری . [ ری ی ] (ع اِ) آخیه . اَخیه . میخ آخور. (مهذب الاسماء). ستوربند. ج ، اواری ّ.
فرهنگ عمید
کلمۀ جواب؛ بله؛ بلی؛ حتماً؛ بیشک.
فرهنگ معین
(ق .) = آره : کلمه ای است برای تصدیق امری ، بلی ، بله ؛ مق نه ، نی .
گویش مازنی
روستایی از دهستان بندپی بابل
مترادف و متضاد
آره، بله، بلی، لبیک، نعم ≠ خیر، نه
