آدم . [ دَ ] (اِخ ) نام پدر سنائی ، شاعر معروف .
آدم . [ دَ ] (ع ص ) گندم گون . سیاه گونه . سیه چرده . اَسْمَر. || و در آهو، سفیدی که خطهای خاکی رنگ دارد. || اشتر سفید. ج ، اُدْم ، اُدْمان .
۱. (زیستشناسی) انسان. Δ دراصل، بنابر روایات، نام نخستین انسان آفریدهشده است: ◻︎ در عیش نقد کوش که چون آبخور نماند / آدم بهشت روضهٴ دارالسلام را (حافظ: ۳۰).
۲. خدمتکار مرد؛ نوکر.
۳. کسی که دارای ویژگیهای انسانی است.
۴. مردم: عالم و آدم.
(دَ) [ ع . ] ( اِ.)1 - نخستین انسان . 2 - (عا.) نوکر. ؛ ~ خود را شناختن از توانایی جسمی یا خصوصیات روحی کسی آگاه شدن .
۱گماشته مزدور نوکر
کس، نفر
ابوالبشر ≠ دیو
انسان، بشر، مردم، ناس، ≠ جانور، حیوان، دد
۱. انسان، بشر، مردم، ناس،
۲. کس، نفر
۳. ابوالبشر ≠ جانور، حیوان، دد
۴. دیو
گیومرت