کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : آدرخش
تلفظ بین المللی :
/ˈɑdarˌaxaʃ/
تلفظ :
['AdaR,axaS]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
ادرخش
کوب آذرخش
گوی آذرخش
آذرخش
اذرخش زدن
توفان همراه با اذرخش و صاعقه
سنگ اذرخشی
ارخش
ارخشیدن
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
آدرخش .
[ رَ ] (اِ) برق . || درخش . صاعقه . آتش آسمانی
:
نباشد زین زمانه بس شگفتی
اگر بر ما ببارد آدرخشا.
رودکی .
خصمت بود به جنگ خف و تیرت آدرخش
تو همچو کوه و تیربداندیش تو صدا.
اسدی .
و بهر دو معنی با ذال نقطه دار نیز آمده است . || سرما. || رعد. (برهان ).
کلمات مرتبط
ادرخش
کوب آذرخش
گوی آذرخش
آذرخش
اذرخش زدن
توفان همراه با اذرخش و صاعقه
سنگ اذرخشی
ارخش
ارخشیدن
نظرات