معانی کلمه : آداب
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. عادات و رسوم که در یک جامعه پذیرفته شده.
۲. [جمعِ ادب] روشهای نیکو.
فرهنگ معین
[ ع . ] جِ ادب ؛ رسوم ، عادات .
مترادف و متضاد
تشریفات، رسم، رسوم، سنت، سنن، شعایر، عادات، قواعد، مراسم، مناسک
فرهنگ فارسی ساره
آیینها، روش ها، فرهنگ ها، فرهنگ ها، روش ها، آیین ها
