آحاد. (ع اِ) ج ِ اَحَد. یکان . (التفهیم ). یک یک افراد و اشخاص : و قاضی فتوی داد که خون یکی از آحاد رعیت ریختن سلامت نفس پادشاه را، روا باشد.(گلستان ). || مرتبه ٔ اول از طبقات عدد.
۱. = احدْ
۲. (ریاضی) گروه اول اعداد، شامل عدد ۱ تا ۹؛ یکان.
۳. تکتک مردم.
[ ع . ] ( اِ.) جِ احد؛ یکان ، یک ها. 1 - افراد، اشخاص . 2 - دستة اعداد نخستین از 1 - تا 9.
تکها، یکان، یک ها، تک ها، یک ها