Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : آج

تلفظ بین المللی : /ˈɑdʒ/ تلفظ :‌ ['AdZ]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش مازنی
  • اج
  • اج بردار
  • اج قطعه
  • اج قطعۀ شانه
  • اج نوار
  • آج آغز
  • آج هاکردن
  • اج اغز
  • اج هاکردن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش مازنی

لغت نامه دهخدا

آج . (اِ) آز. خواهش . تمنا. طمع.

فرهنگ فارسی

هریک از بخش‌های مجزای نقش رویه، با شکل‌های هندسی مختلف، مانند دنده یا نوار، که با شیار از یکدیگر جدا شده‌اند و درمجموع، نقش رویه را تشکیل می‌دهند

گویش مازنی

نوعی درخت که نام دیگر آن شیرافرا است

۱نوعی قارچ ۲پوست کندن انار،گردو و پرتقال


کلمات مرتبط

  • اج
  • اج بردار
  • اج قطعه
  • اج قطعۀ شانه
  • اج نوار
  • آج آغز
  • آج هاکردن
  • اج اغز
  • اج هاکردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات