Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : آب و گل

تلفظ بین المللی : /ˈɑb vˈa ɡˈol/ تلفظ :‌ ['Ab v'a g'ol]
لغت نامه دهخدافرهنگ معین
  • اب و گل
  • کار اب و گل
  • حق آب و گل
  • حق اب و گل
  • بد اب و گل
  • جهان آب و گل
  • جهان اب و گل
  • کار آب و گل
  • از آب و گل درآمدن
لغت نامه دهخدافرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

آب و گل . [ ب ُ گ ِ ] (اِ مرکب ، از اتباع ) خانه . بنا. زمین .- آب و گلی در جایی داشتن ؛ خانه یا مزرعه ای را در آنجا دارا بودن .- از آب و گل درآمدن یا درآوردن ؛ بسن رشد و بلوغ یا نزدیک به آن رسیدن یا رسانیدن . || گاه آب و گل گویند و مراد آب و خاک است : گر خود از اصل بنگریم او راآب و گل مادر و پدر باشد.مسعودسعد....

فرهنگ معین

(بُ گِ) (اِمر.) 1 - بنا، ساختمان . 2 - زمین ، ملک . ؛ از ~ درآمدن کنایه از: به سن رشد و بلوغ رسیدن .


کلمات مرتبط

  • اب و گل
  • کار اب و گل
  • حق آب و گل
  • حق اب و گل
  • بد اب و گل
  • جهان آب و گل
  • جهان اب و گل
  • کار آب و گل
  • از آب و گل درآمدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات