معانی کلمه : آبژ
لغت نامه دهخدا
آبژ. [ ب ِ ] (اِ)سرشک آتش . || نام گیاهی که آن را بومادران گویند. (شمس اللغات ). و رجوع به آبید و آبیز شود.
فرهنگ معین
(بِ) ( اِ.) شرارة آتش .

آبژ. [ ب ِ ] (اِ)سرشک آتش . || نام گیاهی که آن را بومادران گویند. (شمس اللغات ). و رجوع به آبید و آبیز شود.
(بِ) ( اِ.) شرارة آتش .