Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : آبرنگ

تلفظ بین المللی : /ˈɑbranɡ/ تلفظ :‌ ['AbRang]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • ابرنگ
  • ابرنگ نقاشی
  • نقاشی ابرنگ
  • نقاشی ابرنگی روی گچ
  • نقاشی ابرنگی کردن
  • اورنگ اباد
  • اورنگ زیب
  • اورنگ عبدالحسین
  • سراچه ٔ ادرنگ
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

آبرنگ . [ رَ ] (اِخ ) نام شهری از کشمیر برساحل نهر چالنگر در شمال سملان بفاصله ٔ 288 هزار گز.

فرهنگ فارسی

1. رنگ‌های کم‌مایه یا کم‌جِرمِ محلول در آب 2. اثری هنری که با این رنگ‌ها خلق می‌شود


کلمات مرتبط

  • ابرنگ
  • ابرنگ نقاشی
  • نقاشی ابرنگ
  • نقاشی ابرنگی روی گچ
  • نقاشی ابرنگی کردن
  • اورنگ اباد
  • اورنگ زیب
  • اورنگ عبدالحسین
  • سراچه ٔ ادرنگ
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات