Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : آبجی

تلفظ بین المللی : /ˈɑbdʒi/ تلفظ :‌ ['AbdZi]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینگویش بختیاریمترادف و متضاد
  • ابجی
  • آبجی تارم
  • ابجی تارم
  • آبجی خاک انداز
  • ابجی خانم
  • آبجیل
  • ابجیح
  • ابجیل
  • ابجیت
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینگویش بختیاریمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

آبجی . [ ب َ ] (ص نسبی ) ظاهراً منسوب به آبج معرب آبه (آوه )، و محتمل است که آبج محلی دیگر باشد.

آبجی . (از ترکی ، اِ مرکب ) (از ترکی ِ آغاباجی ، مرکب از: آغا، سید و سیده + باجی ، خواهر) در تداول خانگی ، خواهر.

فرهنگ عمید

خواهر.

فرهنگ معین

[ تر. ] ( اِ.)1 - خواهر. 2 - مخففِ آغاباجی .

گویش بختیاری

خواهر.

مترادف و متضاد

آباجی، اخت، باجی، خواهر، دده، شاباجی، همشیره ≠ داداش، برادر


کلمات مرتبط

  • ابجی
  • آبجی تارم
  • ابجی تارم
  • آبجی خاک انداز
  • ابجی خانم
  • آبجیل
  • ابجیح
  • ابجیل
  • ابجیت
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات