وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
چنین گفت بانوی شیرین زبانکه ای جمله با من چو جان مهربانمرا نیست دیگر توانای زیستبرین زندگی زار باید گریستشما را پس از من بسی ناز بادز شادی به گوش اندر آواز بادچو آید عدو سوی خرگاه منبگوئید از من به بدخواه منکه رفتیم ما این تو این خانمانبزن آتش اینک در این خاندانمرا بگذرد رنج ایام سختترا این سیاهی بماند برخت