روز آدینه وقت بانگ خروسچوبداری بری شد از گروسگله گوسفندش اندر پیشچپش و شاک ریخته و بز و میشخاره و سنگ سفته با سم بزپرچم افراز گشته از دم بزخوانده هنگام سوق میش و چپشاتوکا علی اعصا واهشچون سوار تکه بجولان بزمرغزی کرده پوستین مرغزچون به تهران گشود بند جوالکوس بیداد را بکوفت دوالنارش از ساوه سیبش از خمسهقندش از روس و چایش از نمسهمشک از چین و شکر از اهوازپشمک از یزد و باده از شیرازپسته از شهر دامغان آمدبه و لیمو ز اصفهان آمدآن یک آورد کوزه ای اردهدیگری زنجبیل پروردهآن یکی داد اسب و کالسکهدیگری کشک و روغن و مسکهآن یک آورد شال و قالیچهآن دگر یک اساس بازیچهگشت بالش بلند و بستر نرمکار آجیل کوک و معرکه گرم